اوراسیا، از توافق تا حقیقت
به گزارش مستر کار، کارشناس ارشد تجارت خارجی در یادداشتی به ارزیابی انتقادی مناسبات تجاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا و موقعیت های راهبردی ایران پرداخت.
یادداشت مهمان؛ محمود بازاری؛ کارشناس ارشد تجارت خارجی:
اتحادیه اقتصادی اوراسیا از سال ۲۰۱۵ با هدف ایجاد بازار مشترک، تسهیل تجارت، حذف موانع گمرکی و تقویت همگرایی اقتصادی میان اعضا شکل گرفت. اعضاء اصلی این اتحادیه عبارتند از: روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان. همین طور برخی کشورها همچون ازبکستان، ایران وکوبا و در سالهای اخیر برخی دیگر از کشورهای آسیایی و منطقه ای نیز همکاریهای نزدیک تری با این بلوک اقتصادی دنبال کرده اند.
اگرچه اتحادیه اوراسیا در اسناد رسمی خود از «بازار واحد» و «جریان آزاد کالا، خدمات، سرمایه و نیروی کار» سخن می گوید، اما واقعیت عملکرد تجاری آن نشان داده است که فاصله معناداری میان اهداف اعلامی و وضع موجود وجود دارد.
نگاه اول: ساختار واقعی تجارت در اوراسیا؛ اتحادیه یا حوزه نفوذ اقتصادی روسیه؟
بررسی آمار تجارت خارجی اعضا نشان داده است که اقتصاد اتحادیه اوراسیا به شدت نامتوازن است. روسیه بالاتر از ۸۵ درصد تولید ناخالص داخلی، بخش عمده تجارت خارجی و ظرفیتهای صنعتی اتحادیه را در اختیار دارد. بنابراین تصمیمات اقتصادی اتحادیه در عمل تحت تأثیر اولویت های روسیه قرار می گیرد از طرف دیگر وابستگی تجاری اعضاء کوچک تر به بازار روسیه خیلی بالاست و بخش عمده تجارت درون اتحادیه بجای شبکه ای چندجانبه، ماهیتی دوجانبه با تأکید بر روسیه دارد. درنتیجه برعکس الگوی اتحادیه اروپا که بر هم وزنی نسبی اعضا استوار است، اوراسیا بیشتر به یک «منطقه اقتصادی روس محور» شباهت دارد تا یک بازار مشترک واقعی.
نگاه دوم: موانع پنهان؛ چالش اصلی تجارت در اوراسیا
اگرچه تعرفه های گمرکی در خیلی از حوزه ها کاسته شده اند، اما مجموعه ای از موانع غیرتعرفه ای بازهم تجارت را محدود می کند. این موانع را میتوان در سرفصل های زیر خلاصه نمود:
الف) موانع فنی و استانداردی؛
فرآیندهای طولانی ثبت کالا بگونه ای که خیلی از صادرکنندگان کشورهای عضو و شرکای خارجی اعتقاد دارند این الزامات در عمل نقش «تعرفه پنهان» را ایفا می کنند. نمونه های رایج این تعرفه های پنهان عبارتند از محدودیت های بهداشتی بر محصولات کشاورزی، توقف مقطعی واردات مواد غذایی، تغییرات ناگهانی در الزامات استاندارد
ب) کنترل های مرزی غیررسمی؛
با وجود حذف ظاهری کنترل های گمرکی، در عمل بازرسی های مجدد کالاها به انجام می رسد. همین طور کنترل اسناد حمل و منشاء کالا استمرار داشته و تأخیرهای اداری هزینه تجارت را بیشتر می کند. این مساله خصوصاً در مرزهای روسیه با سایر اعضا مشاهده شده است.
ج) حمایت گرایی پنهان؛
برخی صنایع استراتژیک در کشورهای عضو بازهم از حمایت های دولتی برخوردار می باشند نظیر صنایع غذایی، ماشین سازی، صنایع شیمیایی و تجهیزات کشاورزی بنحوی که این حمایت ها رقابت پذیری صادرکنندگان سایر کشورهای عضو را می کاهد.
نگاه سوم: نقش روسیه در راهبردهای کنترلی تجارت اوراسیا
جایگاه روسیه به عنوان تنظیم کننده اصلی قواعد بازی سبب شده از نظر نهادی، تصمیمات اتحادیه در چهارچوب نهادهای مشترک اتخاذ شود؛ اما در عمل روسیه سه ابزار مهم کنترلی در اختیار دارد که بوسیله آنها اعمال نفوذ و حاکمیت در مناسبات تجاری اتحادیه را مدیریت می کند.
از منظر کنترل استانداردها بخش عمده مقررات فنی اتحادیه مبنی بر چارچوب های استانداردسازی روسیه تدوین شده است. درنتیجه تولیدکنندگان کشورهای کوچک تر ناچار به تطبیق با الزامات و معیارهای روسیه هستند و از طرف دیگر هزینه ورود به بازار روسیه افزایش خواهد یافت.
از منظر کنترل لجستیک و کریدورها اغلب مسیرهای حمل و نقل اتحادیه اقتصادی اوراسیا از خاک روسیه عبور می کند. بدین سبب روسیه بر مواردی نظیر زمان ترانزیت، تعرفه های حمل، اولویت بندی مسیرها و دسترسی به بنادر و زیرساخت ها اثرگذاری تعیین کننده دارد.
از منظر استفاده ژئوپلیتیکی از ابزارهای تجاری تجربه سالهای اخیر نشان داده است که در بعضی موارد نظیر محدودیت های وارداتی، ممنوعیت های بهداشتی و محدودیت های حمل و نقل در کنار ملاحظات اقتصادی، تابع ملاحظات سیاسی نیز بوده اند. بنابراین برخی مفسرین اوراسیا را نه فقط یک اتحادیه اقتصادی بلکه ابزاری برای حفظ نفوذ منطقه ای روسیه ارزیابی می کنند.
نگاه چهارم: اعضاء ناظر؛ تردید میان منافع اقتصادی و وابستگی سیاسی
کشورهایی مانند ازبکستان و کوبا با وجود برخورداری از موقعیت ناظر، تا حالا از عضویت کامل خودداری کرده اند که دلیل اصلی آن را میتوان به طور خلاصه ناشی از نگرانی از سلطه اقتصادی روسیه ارزیابی کرد. این کشورها نگران اند که استقلال سیاست تجاری خودرا از دست بدهند و از طرف دیگر در معرض تحریم های ثانویه در رابطه با روسیه قرار گیرند. همین طور فرصت گسترش روابط با سایر بلوک های اقتصادی محدود شود. ضمن این که محدود بودن منافع واقعی بازار مشترک قسمتی از نگرانی این کشورهاست.
از دید این کشورها در خیلی از موارد، مزایای ادعایی عضویت کامل در اتحادیه اوراسیا هنوز به اندازه ای جذاب نبوده که هزینه های واگذاری قسمتی از حاکمیت تجاری این کشورها را توجیه کند.
نگاه پنجم: فرصت ها و محدودیت های ایران در تعامل با اوراسیا
امضای موافقت نامه تجارت ترجیحی و سپس حرکت به سوی تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اوراسیا فرصت جدیدی برای توسعه صادرات فراهم نموده است. با این وجود چند محدودیت جدی همچون محدودیت های ساختاری، ضعف زیرساخت های لجستیکی، هزینه بالای حمل و نقل، کمبود خطوط منظم ریلی و دریایی، محدودیت های بانکی و مالی، محدودیت های مقرراتی، پیچیدگی گرفتن گواهی های فنی، عدم شناخت کافی صادرکنندگان ایرانی از معیارهای اتحادیه، ضعف شبکه های بازاریابی و توزیع و محدودیت های رقابتی کماکان وجود دارد.
صادرکنندگان ایرانی در بازار اوراسیا با رقبایی از کشورهای ترکیه، چین، هند و کشورهای آسیای مرکزی مواجهند که از مزیت های لجستیکی و مالی بیشتری برخوردار می باشند.
با توجه به نگاه های پنجگانه فوق میتوان این جمع بندی را عنوان نمود که اتحادیه اقتصادی اوراسیا نقشی فراتر از دید های سطحی را نشان داده است بعبارتی نقش های اقتصادی اعضاء موثر میان «آرمان همگرایی» و «واقعیت قدرت» بسختی قابل تشخیص می باشد.
از منظر دیگر اتحادیه اقتصادی اوراسیا هنوز نتوانسته به یک بازار مشترک کامل و بدون مانع تبدیل گردد. حذف قسمتی از تعرفه ها نتوانسته جایگزین موانع فنی، استانداردی و اداری شود. از طرفی، وزن نامتوازن روسیه سبب شده که خیلی از اعضا و شرکای خارجی، اتحادیه را بیشتر به عنوان یک سازوکار نفوذ اقتصادی روسیه تلقی کنند تا یک نهاد همگرای چندجانبه. بنابراین، ارزیابی واقع بینانه نشان داده است که «اوراسیا» هنوز بالاتر از آنکه یک واقعیت کامل اقتصادی باشد، پروژه ای درحال گذار میان آرمان همگرایی و الزامات ژئوپلیتیکی است.
با تحلیل کارشناسی آمار و اطلاعات مبادلات تجارت خارجی اتحادیه اقتصادی اوراسیا بنظر می رسد یکی از پیشنهادات سیاستی برای ایران این است که برای ایفای نقش فعال تر در تجارت اوراسیا، ایران باید از رویکرد «تعرفه محور» به سوی «زنجیره ارزش محور» حرکت نماید. در این خصوص مهم ترین اقدامات عبارتند از
۱- توسعه کریدور شمال–جنوب و اولویت سرمایه گذاری در تکمیل زیرساخت های ریلی، بندری و لجستیکی خصوصاً در مسیرهای منتهی به روسیه و قفقاز
۲- ایجاد مراکز و شوروم های دائمی تجاری ایران در اوراسیا بوسیله راه اندازی هاب های صادراتی و مراکز توزیع کالا در مسکو، آلماتی، ایروان، مینسک و بیشکک. ضمن این که بایستی تدابیری برای کاهش هزینه ورود بنگاه های ایرانی را به بازار و شبکه توزیع اتحادیه اوراسیا اندیشیده شود
۳- دیپلماسی استانداردها مهم می باشد. ایران باید بجای تمرکز صرف بر کاهش تعرفه ها، به سوی پذیرش متقابل استانداردها، همکاریهای آزمایشگاهی و ایجاد مراکز صدور گواهی مشترک استاندارد و قرنطینه ها حرکت نماید.
۴- تنوع بخشی به شرکای اوراسیایی اقدام مهم دیگری است چونکه وابستگی صرف به بازار روسیه می تواند دارای ریسک باشد. توسعه تجارت فعال نه صرفا" در سطح توافقات کتبی و شفاهی با قزاقستان، ارمنستان، بلاروس و قرقیزستان باید به موازات روابط با روسیه دنبال شود.
۵- حضور و مشارکت فعال کالاها و برندهای توانمند ایران در زنجیره های تامین منطقه ای اهمیت بالای ی در توسعه مناسبات تجاری و بهره مندی از ظرفیت موافقتنامه تجارت آزاد با اوراسیا دارد بعبارت دیگر ایران بایستی بجای صادرات مواد خام و کالاهای با ارزش افزوده پایین در حوزه هایی نظیر صنایع غذایی فرآوری شده پر تقاضا در اتحادیه اوراسیا، محصولات پتروشیمی پایین دستی، دارو و تجهیزات پزشکی، مصالح ساختمانی و خدمات فنی و مهندسی و استفاده از کریدورهای ترانزیت و صادرات مجدد به حلقه ای از زنجیره تامین منطقه ای اوراسیا تبدیل گردد.
چنین نگاهی می تواند جایگاه ایران را از یک «صادرکننده مقطعی کالا» به یک «شریک راهبردی در اقتصاد اوراسیا» ارتقا دهد.
از این مطلب مسترکار خوشتون اومد؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان مسترکار در مورد این مطلب
نظرتون درباره ی این مطلب مسترکار چیه؟
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۵